به گزارش سراج24، هنر 800 ساله یزد، اکنون در دستان رنجور و چروکیده 5 پیرمرد است. 5 بازمانده از نسل اصیل ترین هنرمندان شعرباف. تنها روزی چند رج دارایی، آخرین تلاش های این 5 پیرمرد برای زنده ماندن هنر اجدادی یزدی هاست. می گویند جوان تر که بوده اند روزی چند متر هم می بافتند، اما اکنون تمام وسعشان همان 3- 4 سانتی متر بیشتر نیست و این یعنی روزهای سخت و دردناک برای هنری ایرانی.
ملک ثابت، غدیری، خجسته، شریف ترک، و رضایی پیرمردان کهنه کار دارایی بافند که سرسختانه نبض دارایی یزد را به دست گرفته اند و برای زنده ماندنش می کوشند.
قطعات زیبا و لطیف دارایی که روزگاری سر گل جهیزیه عروس ایرانی و مایه فخر و مباهاتش به شمار می آمد، این روزها از خاطر مردم سرزمین مان رفته است. حالا دیگر در خانه های ایران آن پارچه های ابریشمی دستباف به چشم نمی آید؛ پارچه هایی که تار و پودش با رنگ های شفاف و درخشان گیاهی، رنگ آمیزی می شد و آفتاب، توان از سکه انداختن چشم نوازی رنگ هایش را نداشت.
دارایی زیبای یزد نه فقط از یاد ایرانی ها و یزدی ها زدوده شده که دنیا هم دیگر آن را به نام هندی ها و مردمان اندونزی می شناسد، گویا هیچ کس از تاریخ نخوانده که این تاجران ایرانی بودند که روزی پارچه های گرانبهای ابریشمی را به شرق دور بردند و چشم ها را از زیبایی شان خیره کردند.
حسین یاوری استاد دانشگاه و نویسنده کتب دانشگاهی رشته صنایع دستی، درباره دارایی می گوید: دارایی بافی یکی از نفیس ترین و زیباترین هنرهای سنتی ایران و خاستگاه اصلی آن شهر یزد است که متاسفانه با از دست دادن کاربردش در زندگی روزمره مردم، به دست فراموشی سپرده شده است. تار و پود پارچه های دارایی در گذشته از ابریشم خالص تهیه می شد که این تارها را با شیوه خاصی رنگ آمیزی می کردند و با الیاف رنگ شده نقوش متنوعی در پارچه ایجاد می کردند. ساده ترین این نقش ها نقش های هندسی و راه راه بود و پیچیده ترین آن نقش گل و پر طاووسی. جذابیت قطعات دارایی در این بود که هر قطعه کاملا منحصر به شمار می آمد و محال بود دو تکه پارچه دارایی کاملا همسان و هم شکل از آب دربیایند، زیرا استاد دارایی باف در هنگام بافت، ذوق و هنر لحظه ای و آنی خود را به کار می گرفت و رنگ آمیزی های اتفاقی هم به کمک او می آمدند و در این میان، بداهه هایی شکل می گرفت که هرگز امکان تکرار دوباره آن نبود. این خاصیت پارچه دستباف برای هنرشناسان و هنردوستان واقعی بسیار جالب است و این دلیل، به همراه الیاف ابریشمی به کار رفته در آن و رنگ آمیزی گیاهی از دارایی یک هنر نفیس و گرانبها شکل می دهد.
حالا سالیان سال از روزهایی می گذرد که در خانه هر یزدی، اتاقی برای برپا کردن دار پارچه بافی وجود داشت و زن و مرد و پیر و جوان، روزها پشت دارها می نشستند و رج به رج پارچه می بافتند. استاد غضنفر ملک ثابت، هنرمندی که تمام نیاکانش از دارایی بافان بنام یزد بوده اند آن روزها را اینگونه به یاد می آورد: آن زمان کسی مفهوم بیکاری را نمی دانست! بیشتر یزدی ها در خانه شان دار پارچه بافی داشتند و همه اعضای خانواده در بافتن پارچه کمک می کردند. پارچه ها که بافته می شد به فروش می رسید و یک سوم پول آن را برای مخارج خانه کنار می گذاشتند و بقیه را پس انداز می کردند. کسی تنها مصرف کننده نبود و همه در تولید شرکت داشتند.
کارخانه های بزرگ نساجی که روی کار آمدند کم کم بساط کارخانه های کوچک خانگی و پارچه های دستباف برچیده شد. دیگر تمام خانه ها و بازار پر شده بود از پارچه های ارزان قیمت و کم دوام با نقوش چاپی و ماشینی.
دارایی یزد آهسته آهسته از یاد رفت و کارگاه های سطح شهر تعطیل شد، دارهای بزرگ چوبی به فروش رفت و واژه دارایی برای جوان ترها به صورت یک واژه غریب درآمد. سرانجام از آن همه پارچه باف یزدی که پارچه مورد نیاز تمام اهالی مملکت و خارجی ها را تامین می کرد، تنها 5 پیرمرد باقی ماند که به خواست سازمان میراث فرهنگی به کارشان ادامه دادند تا از مرگ یکی از ارجمندترین هنرهای ایرانی جلوگیری شود.
استاد ملک ثابت و سایر اساتید به درخواست سازمان میراث فرهنگی برای تدریس به دانشجویان جوان رشته صنایع دستی دعوت به کار شدند، اما از نظر استاد این کافی نبود. خود او در این باره می گوید: برای دارایی باید بازاریابی شود. بیشتر شاگردان جوان من بعد از یادگیری و انجام این کار دشوار چون از حمایت های لازم برای فروش هنرشان برخوردار نمی شوند، کار را رها می کنند و به شغلی دیگر روی می آورند. از آن همه شاگرد جوان، تنها 2 شاگرد را سراغ دارم که دارایی بافی را ادامه می دهند و پارچه های تولید شده شان را خود من خریداری می کنم.
استاد از وضعیت بیمه هنرمندان این رشته هم گلایه می کند: متاسفانه برای بیمه کردن هنرمندان دارایی باف یزد هیچ کار خاصی انجام نشده، به طوری که شرکت های بیمه ای، استادان این رشته را به دلیل کهولت سن بیمه نمی کنند. از سوی دیگر، دستمزدی که این سازمان به استادان دارایی باف در ازای آموزش هنرجویان جوان می پردازد به صورت مزد ساعتی ناچیز و حق التدریسی است در نتیجه اگر استادان کهنسال این رشته پای دارهای پارچه شان نروند و با تمام ناتوانی پارچه نبافند، گرسنه می مانند.
رمضان رضایی دیگر استاد دارایی باف یزد نیز درباره سرنوشت این هنر و هنرمندانش می گوید: نبود بازار مناسب و عدم حمایت از هنرمندان دارایی باف، نه تنها به زوال این هنر انجامید که در حال حاضر دارایی های یزد کیفیت و اصالت قدیم را ندارد و به جای ابریشم خالص و طبیعی، ابریشم مصنوعی مورد استفاده قرار می گیرد. رنگرزی کار نیز به صورت شیمیایی است و همچون گذشته الیاف به صورت طبیعی و گیاهی رنگ آمیزی نمی شوند که همین موضوع از کیفیت دارایی ها به طرز چشمگیری کاسته است. با ادامه این روند و خاموش شدن شمع حیات استادان این رشته، می توان گفت که مرگ دارایی یزد حتمی است.
الهام زرگری کارشناس ارشد صنایع دستی با تایید این موضوع که احیای هنر دارایی تنها با آموزش های آکادمیک و بدون حمایت لازم ممکن نیست، بیان می کند: برای احیا و رواج دارایی بافی نیاز به برنامه ریزی و تقویت زیر ساخت هاست. هنرمند نمی تواند تمام عمرش را صرف کار دشواری کند که درآمد ندارد و احتیاجات مادی او را برطرف نمی کند، این موضوع مهمی است که متاسفانه از سوی متولیان صنایع دستی مورد غفلت قرار گرفته است. آنها تصور می کنند همین که رشته ای را در دانشگاه آموزش بدهند و بعد از تایید و کسب یک گواهینامه مهارتی، هنرمند را بیمه کنند، یعنی از ادامه حیات هنرهای ملی حمایت کرده اند. این در حالی است که با وجود نرخ بالای بیکاری در قشر جوان، چنانچه انگیزه های مادی تولید صنایع دستی تقویت شود و حمایت لازم از فروش و بازار این اقلام صورت بگیرد به صورت کاملا خودجوش قشر جوان و نیروی بیکار جامعه به تولید و فعالیت در این هنر- صنعت ترغیب می شود و علاوه بر رفع بحران بیکاری، تولید ناخالص ملی افزایش می یابد.
این کارشناس درباره راهکار پیشنهادی اش برای جذب بازار پارچه های دارایی نیز می گوید: در حال حاضر یکی از بزرگترین صنایع جهان، صنعت مد و لباس است و این صنعت به خوبی از پارچه های دستباف استقبال می کند. اگر متولیان صنایع دستی و حتی بخش خصوصی بتوانند با سرمایه گذاری و برنامه ریزی بر روی این بازار، برای هنرمندان پارچه های دستباف و به ویژه دارایی، بازار یابی و سفارش دریافت کنند به راحتی دانشجویان جوان و علاقمند به این رشته ها جذب بازار کار می شوند و هنرهای ارزشمند مرتبط با پارچه های دستباف در کشورمان به رونق می افتند.
امروز شمارش معکوس برای مرگ هنر تحسین برانگیز نیاکان یزدی ها شروع شده و دارایی زیبا و چشمنواز یزد تا زمانی زنده است که قلب این 5 پیرمرد می تپد. استاد ملک ثابت چندی پیش در روز جهانی صنایع دستی به روی سن آمد و برای چندمین بار از دست مسئولان لوح تقدیر گرفت، اما خودش اعتقاد دارد این برای دارایی نان و آب نمی شود. پیرمرد هرکجا سیاستگذاری دیده و دستی بالای دست، به امید نجات دارایی جلو رفته و گلایه کرده است، پیرمرد می گوید: آرزو داشت راننده شود اما زمانی که پدرش هنر 260 ساله خانوادگی را به او می سپرد و بار سفر از دنیا می بست، گفته بود: این هنر حرمت دارد، این هنر سالیان سال نان ما را درآورده است به آن احترام بگذار؛ و استاد به حرمت این هنر همچنان در 82 سالگی با کمر خمیده و دستهای چروکیده و خشکیده، بر تار و پود شاخه ای ارجمند از هنر ملی رج می زند تا مبادا برای دارایی و برای هنر سرزمینش کم گذاشته باشد.
منبع: دوهفته نامه ندای عاشورا
قیمت سکه و ارز
یادداشت
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
توئیت ها و ویراستی های برگزیده
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
مطالب استانها
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
نبض «دارایی» یزد در دستان 5 پیرمرد
امروز شمارش معکوس برای مرگ هنر تحسین برانگیز نیاکان یزدی ها شروع شده و دارایی زیبا و چشمنواز یزد تا زمانی زنده است که قلب این 5 پیرمرد می تپد.
نظرات کاربران
پربازدیدترین ها
•••
•••
•••
•••
•••
•••
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••



